من تمام قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای توچه کار کنم برای تو
اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده قفس عشق رو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی توکوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت
من تمام قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ
من تمام قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی
اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پروبالم که راحت بشه خیالم
دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
اینقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم...
+ | نويسنده : یگانه تاريخ : پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
|
|